دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد، نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند. (نیچه)

 

مدیران موفق دنیای امروز، رمز موفقیت سازمانهای خود را به بهره مندی از انسانهای  فرهیخته می دانند. (مایکل آرمسترانگ)

 

کار امروز را به فردا موکول کردن شرط  خردمندی نیست، شاید هرگز خورشید فردا را نبینی. (ویلیام کنگرو)

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢۸ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ توسط میلاد درویش نظرات () |

بر گرفته شده از سایت :

http://www.irandoc.ac.ir

مقدمه
با توجه به رشد روزافزون سیستمهای مبتنی بر کامپیوتر، تنوع و گستردگی مسائل در حوزه کامپیوتر نیز به سرعت رشد کرده است. به عبارت دیگر افزایش نیازهای کاربران باعث شده است تا حوزه استفاده از کامپیوتر به سیستمهای بزرگ و پیچیده گسترش یابد. بنابراین تحلیل، طراحی و پیاده‌‌سازی اینگونه سیستمهای بزرگ و پیچیده بدون استفاده از ابزار مناسب کار بسیار مشگل و همراه با خطا و وجود ناسازگاری در سیستم است. کمبود نیروی انسانی متخصص کامپیوتر، هزینه‌‌های سنگین آنالیز نیازها، طراحی مشخصات سیستم، پیاده‌‌سازی، آزمایش و نگهداری نرم‌‌افزار از عمده عواملی هستند که همواره متخصصین را به ساخت ابزارهایی جهت پر کردن خلاء نیروی انسانی متخصص و کاستن هزینه‌‌ها، تشویق و ترغیب نموده‌‌اند. البته استفاده از ابزارهای CASE ( ) به هیچ وجه به معنی حذف خلاقیت‌‌های فردی انسان در طراحی نرم‌‌افزار نیست بلکه این ابزارها تنها کارهای تکراری را حذف کرده و از خطاهای ناخواسته و ناسازگاریها در سیستم جلوگیری می‌‌نمایند.

بطور کلی مهمترین اهداف استفاده از ابزارهای(CASE: Computer Aided Software Engineering)عبارتند از :

• تقلیل نیاز به متخصص کامپیوتر
حضور متخصصین کامپیوتر در تمامی مراحل چرخه حیات سیستم لازم و ضروری می‌‌باشد. بدلیل کمبود نیروهای متخصص می‌‌بایست از ابزارهایی استفاده شود که این نیاز را به حداقل برساند.

• تقلیل زمان
یکی از مؤلفه‌‌های مهم ساخت نرم‌‌افزار، زمان است، لذا می‌‌توان با استفاده از ابزارهای CASE مدت زمان ساخت سیستم را کاهش داد.

• تقلیل هزینه
بر اثر بکارگیری ابزارهای CASE ، نیاز به نیروی انسانی متخصص و زمان صرف شده برای انجام کارهای تکراری کاهش می‌‌یابد و منجر به کاهش هزینه‌‌های ساخت و توسعه نرم‌‌افزار می‌‌شود.

• ایجاد هماهنگی بین اعضاء تیم پروژه
بروز ناهماهنگی بین اعضاء تیم پروژه باعث کندی کار و بروز اشتباهات فراوان خواهد شد و با استفاده از ابزارهای مناسب می‌‌بایست اعضاء تیم را ملزم به پیروی از یک متدلوژی خاص نمود.

• تقلیل اشتباهات و خطاها (ارتقاء کیفیت)
جبران اشتباهات و خطاها در هر یک از مراحل چرخه حیات سیستم باعث صرف زمان و هزینه زیادی می‌‌گردد. یکی از مهمترین دلایل استفاده از ابزار CASE رفع خطا و جلوگیری از بروز ناسازگاری در سیستم می‌‌باشد.

عموماً سیستم‌‌های CASE را به سه دسته اصلی زیر تقسیم می‌‌کنند.

الف- ابزارها (Tools)
این ابزارهای کمکی بصورت انفرادی وظایفی از پروسه تولید نرم‌‌افزار مانند کنترل سازگاری یک طراحی، ترجمه برنامه، یا مقایسه نتایج آزمون و غیره را مستقل از یکدیگر پشتیبانی می‌‌کنند. ابزارها ممکن است همه منظوره باشند یا فقط برای یک وظیفه مشخص بوجود آمده باشند.

ب- Workbenches
این سیستمهای کمکی، فازها یا فعالیتهایی از پروسه تولید نرم‌‌افزار مانند تحلیل نیازها و خواسته‌‌ها، طراحی، و یا آزمون نرم‌‌افزار را پشتیبانی می‌‌کنند. بصورت معمول این سیستمها مجموعه‌‌ای از "ابزارها " هستند که بعضا با یک درجه کم یا زیاد با یکدیگر مجتمع شده‌‌اند.

ج - Environments
این نوع سیستم‌‌ها، تمام یا بخش عمده‌‌ای از پروسه تولید نرم‌‌افزار را پشتیبانی می‌‌کنند. آنها معمولاً شامل چند نوع Workbench مختلف هستند که به طریقه‌‌ای با یکدیگر مجتمع شده‌‌اند. 

برای اطلاعات بیشتر :‌

http://www.irandoc.ac.ir/Com/Reports/Documentation_std/report_10.htm

منبع :


- Ian Summervile, “ Software Engineering ” , ISBN: 0-201-42765-6, Addison-Wesley, Fifth Edition, 1996
- Meta Edit , URL: http://www.metacase.com
- Rational Rose, URL: http://www.rational.com
- Power Designer, URL: http://www.sybase.com

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٧ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط میلاد درویش نظرات () |

«مارکس در حال ناخن گرفتن»!!!!!!

کارل مارکس فیلسوف اجتماعی ، رهبر انقلابی و پایه گذار مکتب کمونیسم می باشد.وی در سال 1818 از پدر و مادری یهودی که بعدها به مذهب پروتستان وارد شدند زاده شد. وی تحصیلات دانشگاهی خود را ابتدا در رشته ی حقوق در شهر بُن و سپس در برلین ادامه داد. مارکس پس از تحصیل در رشته‎ی حقوق به ادامه‎ی تحصیل در رشته‎ی فلسفه پرداخت. مارکس به خصوص بعد از فوت پدرش دچار بحران های شدید مالی در زندگی شخصی خود بود.در سال 1841 میلادی و در بیست و چهارسالگی به دریافت درجه‎ی دکترا از دانشگاه جینا نایل گردید. رساله‎ی دکترای مارکس به عنوان نخستین کار علمی اش اولین مرحله‎ی تبلور فکری او را برای ایجاد یک مسلک جدید برای طبقه‎ی کارگر نشان می دهد. وی در دانشگاه برلین به عنوان دانشجوی هگل تحت تاثیر فلسفه‎ی دیالکتیک او قرار گرفت. هگل معتقد بود تحولات تاریخی بشر ناشی از بخورد عقاید انسان ها بوده است و هر قدر بشر بتواند خود را بهتر بشناسد و به معنویت خود بهتر پی ببرد، قدم بزرگتری در جهت تکامل خود بر می دارد. البته جریان فکری مارکس تفاوت هایی با هگل دارد به طوری که مارکس در رساله‎ی خود تکامل تاریخی را ناشی از اصالت روحی نمی داند، بلکه معتقد است این مساله از تغییر در نحوه زندگی مادی بشر حاصل می شود. دیالکتیک یک لغت یونانی است و کاربرد آن در عقاید مارکس به عنوان یک روش تاریخی- فلسفی تعبیر شده است. به نظر مارکس این روش برای شناخت حقیقت، یگانه روشی است که جهان را پیوسته در حرکت واقعی خود به ما نشان می دهد. شیوه ی دیالکتیک منبع حرکت و تکامل تاریخی را ناشی از برخورد عوامل متضاد مادّی تلقی می کند. به نظر مارکس مکانیسم تحولات اجتماعی و جبر تاریخ، مبارزه‎ی طبقاتی است که زندگی اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد.
بعد از مقدمه‎ی جزئی پیرامون عقاید ابتدایی مارکس شایسته است به تحولات زندگی وی که تفکرات او را نیز تحت تاثیر قرار داده اشاره شود. مارکس پس از دریافت درجه ی دکترای خود به علت شایعه ای مبنی بر دست داشتن وی در توطئه ای علیه مذهب لوتریسم که مذهب حاکم بر آلمان بود از تدریس در دانشگاه باز ماند. وی مدتی سردبیر مجله‎ی راینیش زایتونگ  بود اما به علت انتقاداتی که از دولت وقت می کرد مجله توقیف و مارکس بیکارشد. چند ماه بعد با شخصی به نام آرنولد روژ  آشنا شد . روژ سردبیری مجله‎ی جدیدی به نام دوچ فرانزوزیش جاربوچر  را که قرار بود در پاریس منتشر شود و به آلمانیهای مقیم فرانسه فروخته شود،به مارکس پیشنهاد کرد. مارکس پس از حضور در فرانسه با افرادی از جمله هینریش هاینه  و فردریک انگلس  آشنا شد و با کمک هاینه توانست با سوسیالیست‎هاورهبرانجنبش های کارگری فرانسه آشنا شود. انگلس در آن زمان مقالاتی در نقد عقاید اقتصادی کلاسیک نوشت و تاکید کرد که توجه کلاسیک ها فقط اقتصاد اثباتی را در بر می گیرد و اقتصاد دستوری را که در واقع برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی لازم است مورد استفاده قرار نداده اند. مارکس پس از مطالعه‎ی این مقالات تصمیم گرفت در وهله‎ی اول آثار اقتصادی آن زمان را مطالعه کند و سپس با انگلس در نوشتن مقالات اقتصادی همکاری نماید. پس از شروع این همکاری دومین مرحله‎ی تبلور فکری مارکس آغاز می شود. بدین معنی که اصول «ماتریالیسم دیالکتیک» و «ماتریالیسم تاریخی» تدوین می گردد. مارکس معتقد بود که علی رغم ایده آلیسم هگل که طبق آن بشر به وسیله‎ی مذهب، قوانین موجود و سایر نهاد های اجتماعی کنترل می شود، این عوامل مادی هستند که بشر را کنترل کرده و در وضعی قرار می دهند که بتواند مذهب و سایر نهادهای اجتماعی را در اختیار خود بگیرد و در صورت لزوم آنها را تغییر دهد. حاصل این مسلک فلسفی مارکس و انگلس ابتدا دو کتاب بود که با نام های خانواده‎ی مقدس و ایدئولوژی آلمانی در سالهای 1845 و 1846 میلادی نوشته شد. مارکس در این سالها به نقد سوسیالیسم تخیلی پرداخت و تاکیید کرد که آنها هدف شایسته ای انتخاب کرده اند اما روش مناسبی برای رسیدن به سوسیالیسم ندارند. این امر موجب شد تا مارکس مقاله‎ای تحت عنوان فقر فلسفی در نقد کتاب فلسفه‎ی فقر یا تناقضهای اقتصادی نوشته‎ی پرودن  ارائه کند. پرودن یکی از بزرگان سوسیالیسم تخیلی در فرانسه بود. وی معتقد بود برای بهبود وضع اقتصادی کارگران باید قوانین کار تصحیح شود و برای بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی سرمایه داری باید توسعه‎ی مالکیت صنایع محدود گردد. پرودن هرچند
سرمایه داری را مطلوب نمی داند اما نابودی کامل آن را از طریق انقلاب کارگری توصیه نمی کند. مارکس با رد کردن عقاید پرودن معتقد است اگر مالکیت خصوصی حتی به صورت محدود وجود داشته باشد این مسئله ناگزیر به فقر می انجامد و
 نمی توان با اصلاح قوانین کار و بهبود وضع اقتصادی کارگران ، ریشه‎ی نابسامانی های سرمایه داری را از بین برد. مارکس بر خلاف پرودن معتقد است فقر و ثروت دو عنصر جدا از هم نیستند و به یکدیگر به طور متقابل وابستگی دارند. توزیع درآمد در سرمایه داری نا عادلانه است و اصلاح قوانین کار هم فقط در کوتاه مدت کارایی دارد و برای از بین بردن فقر باید نظام سرمایه داری را از بین برد نه این که برای اصلاح آن به خواب و خیال متوسّل شد. مجله‎ی دوچ فرانزوزیش جاربوچر نیز در فرانسه تعطیل شد، مارکس و خانواده‎اش در وضعیت مالی نامساعدی قرار گرفتند. به خاطر مقالاتی که مارکس در مجله‎ی وروارتز  منتشر کرد، دولت پروس از فرانسه خواست تا مارکس را از آن کشور اخراج کند و دولت فرانسه در سال 1845 رسما از مارکس خواست تا خاک فرانسه را ترک کند. مارکس در این موقع از دولت بلژیک تقاضای مصونیت کرد و پذیرفته شد و در این جا نیز اگر کمک های مالی انگلس نبود او نمی توانست با خانواده اش به بلژیک برود. طی سی سال مارکس و انگلس این دو دوست همفکر در بلژیک بودند و در راستای ترغیب افکار و تقویت سازمانهای سوسیالیستی فعالیت کردند. مارکس در این سال‎ها علاوه بر تالیف مقالات متعدد به عضویت فرقه‎ی «منصفین» نیز درآمد. این فرقه در حقیقت یک سازمان کارگری مخفی با شعباتی در پاریس، لندن، سوئیس و ایتالیا بود که به وسیله‎ی ویلهلم ویتلینگ  که خود مانند مارکس از آلمان اخراج شده بود رهبری می شد. مارکس از ابتدای آشنایی خود با ویتلینگ با وی به مخالفت برخواست تا این که در سال 1846 میلادی از او خواست که هدف‎های آن سازمان را روشن سازد. ویتلینگ اهداف خود را به صورت کلی برای مارکس بیان داشت اما مارکس به طور جدّی با اهداف وی مخالفت کرد وخود رهبری این سازمان را برعهده گرفت. پس از آن مارکس و انگلس سازمان مذکور را در برابر جنبش سوسیالیست‎های تخیلی «فرقه‎ی کمونیست‎ها» نام گذاری کردند و در سال 1847 میلادی در لندن هدف‎های این سازمان را مشخص کردند. این هدف‎ها در کتابی که آنها مشترکاً تحت عنوان مانیفست کمونیستی نوشته‎اند، بررسی شده است. پس از چاپ کتاب مانیفست، مارکس از کشور بلژیک اخراج شد و به پاریس رفت. مارکس درست یک روز قبل از پیروزی انقلاب فرانسه وارد پاریس شد اما این انقلاب یک انقلاب کارگری نبود، بلکه به وسیله‎ی فعالیت‎های طبقه‎ی سرمایه‎دار به راه افتاده بود و این امر مطلوب مارکس نبود. لذا مارکس به همراه انگلس پاریس را به مقصد کُلن ترک کردند. در آلمان مارکس  و انگلس با انتشار مقالاتی به احزاب دموکراتیک و سرمایه‎دارِ آلمان حمله کردند. در سال 1848 پادشاه پروس پارلمان را منحل اعلام کرد. در آن زمان مارکس با پرداخت مالیات مخالفت کرد و مردم را در مقابل دولت پروس دعوت به مقابله کرد. دولت پروس مارکس را به اتهام خیانت به میهن محکوم و از انتشار روزنامه‎ی او ممانعت به عمل آورد. شگفت آن که مارکس در دادگاه به وسیله‎ی هیئت منصفه‎ای که از طبقه‎ی سرمایه دار انتخاب شده بود از اتهام خود تبرئه شد. مارکس پس از مدتی مجدداً به انتشار روزنامه‎ی خود پرداخت اما در ماه مه سال 1849 برای دومین بار توسط دولت پروس از آلمان اخراج و روزنامه‎ وی توقیف شد. در این زمان چون در مضیقه‎ی مالی قرار داشت، مجبور شد تمام دارایی خود را بفروشد تا بتواند خانواده‎ی خود را از کلن به پاریس انتقال دهد. در پاریس مارکس با عکس العمل شدید دولت فرانسه مواجه شد. دولت فرانسه تنها به وی اجازه‎ی سکونت در یک شهر روستایی فرانسه را داد و مارکس این پیشنهاد را قبول نکرد و به لندن رفت. مارکس در سالهای ابتدایی اقامت خود در لندن با نابسامانی‎های مالی متعددی دست به گریبان بود. وی به علت وضعیت اسفناک مالی خود، مجبور شد تا خانواده‎اش را در یکی از بدترین نقاط لندن سکونت دهد. در پاییز سال 1850 میلادی پسر مارکس درگذشت و در سال 1852 میلادی دخترش که فقط یک سال داشت از دنیا رفت. به خاطر فقر و گرسنگی شدید و عدم بهداشت صحیح خانواده، مارکس هر روز با فاجعه‎ای برخورد می کرد و با این که کمک های مالی انگلس قطع نشده بود، او پسر دیگری را هم در سال 1856 از دست داد. در چنین اوضاعی که موقعیت مناسبی برای نوشتن مقالات اقتصادی وجود نداشت. با این وجود ، او در این دوره از زندگی خود مقالات بسیاری نوشت که هیچ‎کدام از آنها به جز مقالاتی که برای نیویورک تریبون  فرستاد درآمدی نداشت. در این زمان بود که مارکس به تحلیل کامل اقتصادی نظام سرمایه‎داری پرداخت. این تحلیل تحت عنوان سرمایه  مهمترین اثر مارکس را تشکیل می دهد که جلد اول آن در سال 1867 به چاپ رسید و دو جلد دیگر پس از مرگ وی، در سال 1883 به وسیله‎ی انگلس منتشر شد. مارکس در سال 1883 در لندن وفات یافت.

منبع: www.irbourse

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢٤ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط kiarash jahanpoor نظرات () |

همانگونه که مستحضر هستید ثبت نام در پورتال ترم سوم فعال شده است برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه نمایید .

http://farabi.ac.ir/3

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٦ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط میلاد درویش نظرات () |

بزرگترن حرف اساسی ای که می خواهم بزنم ، و احتیاج به توضیح وتفسیر ندارد، این است که : "آگاه باشیم که با اشباع علمی  خود را از نظر فکری ، اشباع یافته احساس نکنیم". واین یک نوع سیری بسیار کاذب، ویک نوع فریب بسیار بزرگ است ، که خاص تحصیل کرده هاست ، خاص روشنفکر ماست، که وقتی از لحاظ علمی اطلاعات وسیع و درجات خیلی برجسته ای می یابد، استادهای بزرگ و کتاب های بزرگ می بیند،نظریات علمی کاملا بدیع ، می یابد و فرا می گیرد، در خود غرور ورضایتی احساس می کند که از نظر فکری به منتها درجه ی یک انسان آگاه رسیده است واین فریب کاذبی است؛فریبی که حتی یک آدم عامی کمتر دچار آن می شود تا آدم عالم .

                                                                            

یک استاد،یک مترجم ، یک فیلسوف ، یک صوفی بزرگ ، یک ادیب ، یک مورخ ، غالبا فکر نمی کند که از لحاظ فکری ، ممکن است کاملا صفر باشد واز لحاظ شعوری همچنان در سطح عامی ترین عوام مانده باشد. واز نظر آن چیزی که آگاهی ، خود آگاهی ، جامعه آگاهی و زمان آگاهی است ، از یک عامی  که چشمش به خط هم آشنا نیست، پایین تر باشد! "

و این حالت بسیار رقت بار است:دانشمند جاهل بودن ، تحصیل کرده ی بی شعور ماندن ، آدمی با تصدیق های خیلی گنده  وتیتر های خیلی برجسته جدی _ ونه دروغ_ چون دکتر ، مهندس ، فوق دکتر ، پروفسور ، وامثال آن ها بودن ، اما از نظر آن چیزی که شعور ، فهم ، آگاهی ، احساس مسئولیت در برابر زمان ، و تشخیص حرکت تاریخی است ، که او را با خود می برد ، صفر  بودن ، کور بودن ؛ و این یک خطر بزرگ است، خطر عالم شدن اما جاهل ماندن! وخطرش از این جهت است که  معمولا  آدم با علم که اشباع می شود ، احساس گرسنگی فکری نمی کند ، وآنچه که الآن در دنیا مطرح است_ و اگر به آن نگاه کنیم می بینیم _ مساله ای کاملا جدا: مساله ی فکری  است ، جدا از  مساله ی علمی...

خود آگاهی و استحمار- دکتر علی شریعتی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٦ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط مریم یغما نظرات () |

پس از اینکه در جلسه ارزیابی ترم دوم مسئله ایجاد کمیته های انتشار،آموزشی و.. توسط دکتر ربیع  در موسسه آموزش عالی فارابی مطرح شد و علاقه مندان در قسمت های مختلف اعلام امادگی کردند در اوخر تیر ماه اولین جلسه کمیته انتشار فارابی با حضور اکثریت برگزار شد و مراحل اولیه کار انجام شد و بعنوان اولین کمیته  موسسه آموزش عالی فارابی کار خود را آغاز کرد وب سایت رسمی و انجمن گفتمان که در پست های قبلی بیشتر از آنها صحبت شده بود به مرور شکل بهتری به خود گرفت و هم اکنون اعضای کمیته بدنبال ثبت سایت در سامانه وزارت ارشاد و در مراحل بعدی دریافت مجوز می باشند گفتنیست این کمیته بدنبال انتشار فصلنامه نیز میباشد . امید است دیگر کمیته ها نیز فعالیت های خود را برای شروع ترم جدید آغاز کنند تا روند رو به رشد شکل گرفته سیر صعودی خود را ادامه دهد .

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱۳ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط میلاد درویش نظرات () |

 وب سایت رسمی کمیته انتشارات فارابی از امروز 3 مرداد 1388 فعالیت خود را رسماَ آغاز کرد.

http://www.iuijournal.com

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۳ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ توسط میلاد درویش نظرات () |

نحوه تهیه و تنظیم مقاله علمی برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری

تدوین مقاله‌ی علمی برای انتشار در مجله‌های علمی بویژه در محیط‌های دانشگاهی شیوه متعارفی برای تولید‌کنندگان و دست‌اندرکاران مسائل علمی است صرف‌نظر از آثار حقوقی- اداری و استخدامی مقالات علمی اساساً هر نویسنده‌ای علاقه‌مند است حاصل کار خود را در مجله یا نشریه‌ای منتشر کند و آن را به اطلاع علاقه‌مندان برساند.
ضمن اینکه غالباً محققان اعم از دانشجویان تحصیلات تکمیلی یا استادان یا مجریان پروژه‌ها ناگزیرند از کار خود مقاله‌ای ارائه دهند. انتشار مقالات علمی از سوی دیگر بر ارتقای منزلت اجتماعی و اشتهار علمی نویسنده در جامعه تأثیر مثبت دارد.
انواع مقالات علمی:
مقالات علمی را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم نمود:
پژوهشی- مطالعاتی

1- مقالات پژوهشی: این مقالات اعم از بنیادی یا کاربردی مستخرج از یک پروژه تحقیقاتی است که معمولاً به تولید علمی منجر می‌شود. مجله‌های معتبر داخلی در شکل فصلنامه‌ شامل آن دسته از مجله‌هایی است که کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به آنها ارزش و درجه علمی و پژوهشی اعطا می‌کند. اساساً مجله‌های علمی که از طرف مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی داخل و خارج از کشور انتشار می‌یابند به دلیل اینکه دارای هیأت تحریریه هستند و مقالات منتشره در آنها پس از داوری و از سوی صاحبنظران پذیرفته می‌شود اعتبار علمی دارند. معتبرترین مجله‌های علمی جهان با بیش از 8500 عنوان در رشته‌های مختلف علمی به وسیله «مؤسسه اطلاعات علمی» تحت عنوان ISI نمایه می‌شوند که در سایت اینترنتی آن به آدرس www.isinet.com قابل رویت و دستیابی‌اند.
2- مقالات مطالعاتی و ترویجی: این مقالات بر پایه‌ جابه‌جایی تلفیق و ترکیب دانش موجود تهیه می‌شوند و معمولاً به روشن‌سازی زوایای مسأله‌ای کمک می‌نمایند ولی ارزش و اعتبار مقالات پژوهشی را ندارند از اینگونه مقالات می‌توان به مقالات مروری، تدوینی، ترجمه‌ای و تحلیلی اشاره کرد در این میان مقاله‌های تحلیلی ارزش و اعتبار بالاتری دارند.
ساختار مقاله علمی:
ساختار مورد بحث در اینجا ساختار یک مقاله علمی- پژوهشی است که منبع از گزارش تحقیق یک پروژه تحقیقاتی است بنابراین شامل مقالات مطالعاتی نمی‌شود هر چند تعدادی از عناصر ساختاری آنها نظیر چکیده واژگان، مقدمه، نتیجه و فهرست منابع با یکدیگر مشترک است. ساختار یک مقاله علمی، پژوهشی با حدود 5000 تا 10000 کلمه دارای عناصر زیر می‌باشد:
1- مشخصات مقاله: شامل عنوان مقاله که باید رسا و مختصر و معرف مقصود نویسنده و محتوای مقاله باشد نام نویسنده یا نویسندگان تهیه مقاله- نام دانشگاه یا مؤسسه مربوطه- عنوان و رتبه نویسندگان و در نهایت نام نویسنده عهده‌دار مکاتبات و آدرس پستی، الکترونیکی و نمابر وی در صفحه عنوان ذکر شود.
2- چکیده: در حد نیم صفحه (100 تا 200 کلمه) با خط ریزتر در فضای محدودتر از متن اصلی مقاله آورده می‌شود چنانچه مقاله به زبان فارسی باشد لازم است چکیده انگلیسی آن نیز تهیه شود. در پایان چکیده واژگان کلیدی بین 3 تا 5 واژه درج می‌گردد. چکیده و واژگان کلیدی برای درج در بانک‌های اطلاعاتی الکترونیکی کاربرد دارند. چکیده مقاله باید شامل مطالبی درباره ضرورت پرداختن به موضوع- فرضیه یا سوال تحقیق- روش تحقیق و تجربه و تحلیل و نتیجه‌گیری باشد.
3- مقدمه: در مقدمه به مبانی نظری موضوع مقاله – قلمرو جغرافیایی یا موضوعی مقاله پرداخته می‌شود و بر اهمیت مسأله و موضوع و ابعد آن تأکید می‌گردد.
4- روش تحقیق: در این قسمت سؤال یا سؤالات تحقیق، فرضیه‌ها، جامعه‌ آماری، نمونه‌گیری، روش‌های گرد‌آوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و سایر مسائل مربوط توضیح داده می‌شود.
5- اطلاعات و داده‌ها: در این قسمت یافته‌های آماری و غیرآماری تحقیق که مواد خام تجزیه‌و تحلیل را تشکیل می‌دهد ذکر می‌گردد.
6- تجزیه و تحلیل: در این قسمت اطلاعات و داده‌ها که در راستای هدف تحقیق و تست فرضیه‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است بیان می‌شود.
7- نتیجه‌گیری: در اینجا نتایج حاصل از ارزیابی و تست فرضیه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد و شناخت حاصل از پژوهش یا بعبارتی دستاورد تحقیق در جهت کشف جدید بیان می‌گردد و در نهایت گزاره علمی تحقیق تدوین و ارائه می‌شود.
8- شناسایی و تصدیق: در اینجا نام و مشخصات و اشخاص حقیقی و حقوقی که از تحقیق حمایت و پشتیبانی کرده و یا هزینه آن را متقبل شده‌اند ذکر می‌شود و به نحوی از آنها تشکر و قدردانی به عمل می‌آید.
9- منابع: فهرست منابع و مأخذ به یکی از اشکال متداول ذکر می‌شود. نویسنده مقاله باید توجه داشته باشد که مجله‌های علمی گاه سبک خاصی در نحوه ارجاع‌دهی دارند بنابراین باید هنگام نگارش مقاله – سبک و شرایط آنها که معمولاً در صفحه راهنمایی در داخل مجله و به همین منظور درج می‌شود در نظر گرفته و رعایت شود در ضمن چنانچه نویسنده یادداشت‌هایی دارد می‌تواند آنها را جداگانه و قبل از فهرست منابع درج کند و اگر تعداد آنها اندک است می‌تواند در پاورقی به ذکر آنها بپردازد.
10- ضمائم: این قسمت عبارتست از برخی اشکال و اسناد ضروری نظیر نقشه، آمار، تصویر و نمودار که بر غنای مطلب می‌افزاید و محقق می‌تواند آنها راضمیمه مقاله بنماید ولی چنانچه محل درج آنها در میان مطالب مقاله است باید جای آنها را مشخص کند.
ملاحظات مربوط به تدوین مقاله علمی:
در تدوین مقاله علمی توجه به نکات زیر بر اعتبار مقاله می‌افزاید:
1- در مقاله به اصل موضوع آن توجه شود و از حاشیه روی و پرداختن به موضوعات فرعی و غیرضروری پرهیز شود.
2- از تکرار غیرضروری مطالب مقاله خودداری گردد.
3- از منابع و مأخذ به روش مورد نظر مجله استفاده شود و منابع و مأخذ (ترجیحاً دست اول)
مربوط به آمارها، نقل قول‌ها، تعاریف، مدل‌ها و قضایای کل ذکر گردد.
4- آداب نگارش رعایت و در صورت امکان، مقاله ویرایش شود.
5- از تصاویر، جداول، نمودار و اشکال نجومی و مرتبط با بحث استفاده شود و محل مناسب درج آنها مشخص گردد.
6- مقاله از ظاهر فیزیکی تمیز، شکیل و زیبا برخوردار باشد.
7- فاصله خطوط، ترازبندی، فاصله از حاشیه‌ها و نظایر آن رعایت شود.
8- از چاپ مقاله در بیش از یک مجله خودداری گردد.
9- دیسکت متن تایپ شده مقاله همراه آن برای مجله ارسال شود و تایپ آن به زبان، قلم و فونت مورد نظر مجله انجام پذیرد.
10- عنوان کتب و مقالات مورد استفاده در فهرست منابع با حروف کج تایپ شود.
11- مقیاس‌ها، تاریخ‌ها و نشانه‌ها در سراسر مقاله یکدست گردد و در صورت ضرورت استفاده از تنوع در آنها، معادل آنها در پرانتز ذکر گردد. همچنین استفاده از سمبل‌ها و مقیاس‌های بین‌المللی و یا رایج در رشته‌ علمی توصیه می‌شود.
12- معادل لاتین واژه‌های تخصصی و نیز اسامی افراد، مکان‌ها و... در پاورقی صفحه مربوط درج شود.
13- الگوی رایج در مجله‌های معتبر علمی جهان در ارجاع‌دهی، الگوی بین متن (نام نویسنده، سال نشر، صفحه) و فهرست انتهایی که مکمل آن است کاملاً رعایت شود.
بنابراین کاربرد این الگو برای مقالات ارسالی به مجله‌های مزبور توصیه می‌شود هر چند مجله‌های علمی در صفحه راهنمای تدوین مقالات خود الگوی مورد نظر مجله را ذکر می‌کنند.
منابع و مأخذ:
پایه‌های پژوهش در علم رفتاری حیدرعلی هومن
راهنمای پژوهشی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران 1370
مقدمه‌ای بر روش تحقیق، محمدرضا حافظ‌نیا، تهران 1382
حسین معتمدی، کارشناس تحصیلات تکمیلی
نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/٢ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ توسط میلاد درویش نظرات () |


Design By : Night Skin