دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

هر زمان شایعه ای روشنیدیدو یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید! در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت:سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟ سقراط پاسخ داد:”لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.”مرد پرسید:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی،لحظه ای آنچه را که قصدگفتنش را داری امتحان کنیم. اولین پرسش حقیقت است.کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟مرد جواب داد:”نه،فقط در موردش شنیده ام.”سقراط گفت:”بسیار خوب،پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست . حالا بیا پرسش دوم را بگویم،”پرسش خوبی”آنچه را که در موردشاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟”مردپاسخ داد:”نه،برعکس“سقراط ادامه داد:”پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درموردآن مطمئن هم نیستی بگویی؟”مردکمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت سقراط ادامه داد:”و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟”مرد پاسخ داد:”نه،واقعا…” سقراط نتیجه گیری کرد:”اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت داردونه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من می گویی؟

www.managerial.ir

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ توسط علی پور نظرات () |

سه سنگ تراش مشغول کار بودند. عابری از آنها پرسید چه می کنید؟

سنگ تراش اول جواب داد: همان طور که می بینی، مشغول تراشیدن سنگ هستم.

دومی گفت: کار می کنم تا روزی خانواده ام را تامین کنم.

سومی با تبسمی بر لب و رضایتی در دل پاسخ داد:  مشغول ساختن مسجدی هستم.

هر سه یک کار انجام می دادند ولی پاسخشان بستگی به اعتقاد و باورشان داشت.

هر کاری می تواند برای عامل آن شریف و با ارزش باشد به شرطی که عامل، به آن بنگرد و ارزش تلاش هایش را درک کند.

برای یکی کار خسته کننده و برای دیگر وسیله امرار معاش و برای سومی کاری بزرگ و با ارزش بود.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٢ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط علی پور نظرات () |


 

?î?çUU U?çU ?ñUU?çUU ?ï?ñ U�é?çU U?çU ?ñUU?çUU |  HiPersian.com

 

من دلم می‌خواهد

خانه‌ای داشته باشم پر دوست،

کنج هر دیوارش

دوست‌هایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو...؛

 

هر کسی می‌خواهد

وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند.

 

شرط وارد گشتن

شست و شوی دل‌هاست

شرط آن داشتن

   یک دل بی رنگ و ریاست...

 

بر درش برگ گلی می‌کوبم

روی آن با قلم سبز بهار

می‌نویسم  ای یار

خانه‌ی ما اینجاست

 

 تا که سهراب نپرسد دیگر

" خانه دوست کجاست؟  "

 

(( فریدون  مشیری ))

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱۱ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ توسط فاطمه سلیمانی روزبهانی نظرات () |

نمی دونم متنی که اوایل قبولی در دانشگاه فارابی و بعد از جلسه توجیهی تو همین وبلاگ گذاشتم رو خوندین یا نه!؟

اما حس خیلی خوبی داشتم و خوشحال، صحبت هایی که می شد نشون می داد که می تونم خیلی چیزها یاد بگیرم؛ بدون این که مجبور باشم مسیر طولانی جزیره تا تهران  رو  هر روز بیام، نخندید ولی شاید میشد گفت رو ابرها بودم و خیلی خوشحال اما دو دل!!!

کلمه مجازی رو وفتی عکس العمل دیگران رو می دیدم؛ دوست نداشتم. دانشگاه شیراز هم قبول شده بودم تصمیموگرفتم فارابی رو انتخاب کردم ولی وقتی شنیدم این کلمه تو مدرک ثبت نمیشه و همیشه با حسی مثل.... همه جا اسمشو می اوردم چون دیگه اون عکسل العمل رو نمی دیدم.  شده بودم مثل ....... سرمو بالا می گرفتمو و ...


اما ..

اما حالا نمی دونم چرا کسی یادش به حرفی که اوایل ورود به دانشگاه می زدند نمی افته!!! حالا هر جای گواهی رو نگاه می کنم اونو می بینم! هر جا می برم یه چیزی می گن و واسه رد کردن و پس زدن من اون کلمه رو بهونه میکنند و مثل ..............


بی خیالش که پس می زنند؛ خدا رو شکر که تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم.

همین که می تونم به این خوبی بنویسم خودش یه نعمت بود که این دو سال به من رسید!!!!!

این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم که شاید در دوره کاملا" حضوری یاد نمی گرفتم جدا از هر چیزی از همه مسئولین و دوستان فارابی تشکر می کنم و دوباره با افتخار سرمو بالا میگیرم.

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ توسط علی پور نظرات () |

کنــجکـاوی بیش از شجاعـت، بر تـرس غلـبه می‏کـند.

جـهــان چـــیـزی نـیـست، جـز مـکتــب پـرسـش.

آن جا که حقیقت نباشد، همه چیز زشت و مبتذل است.

عشـق تنها مــرضی است که بیمار از آن لذت می برد.

آنچه به روح آرامش می بخشد، همانا علم است و بس.

انسان همانند رودخانه است؛ هرچه عمیق تر، آرام تر.

تــقــلـیـد، نــوعـــی خـــودکــشــی اـــــست.

زیبایی در صورت نیست؛ زیبایی نوری در قلب اسـت.

دانشمند کسی است که بکوشد؛ درد و رنج خود را بکاهد.

با هم بودن موفقیت و با هم ماندن شایــستگی است.

www.itmanager.blogfa.com

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٥ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ توسط علی پور نظرات () |

منبع خبر:ITTAK

به گزارش آی تی تک به نقل از ایندیاتایمز، این خبر ممکن است در حد شایعه باقی بماند اما منابع آگاه اعلام کرده‌اند که با شدت گرفتن سرطان پانکراس در “استیو جابز “، ممکن است او تا ۶ هفته دیگر عمر خود را از دست بدهد.
شرکت اپل هنوز هیچ بیانیه‌ رسمی را در مقابل این خبر منتشر نکرده و این ادعا که نخستین بار توسط مرکز خبری National Enquirer منتشر شده را تایید یا تکذیب نکرده است.
این پایگاه خبری در گزارشی تصاویر جدید از جابز را به نمایش گذاشته و توضیح داده است که او با همه محبوبیتی که به واسطه خلق iPod، آیفون و iPad کسب کرد، هم‌اکنون با بیماری خود دست و پنجه نرم‌ می‌کند و از نظر جسمانی بسیار ضعیف شده است.
به گفته این مرکز خبری، استیو جابز پیش از ابتلا به این بیماری ۱۷۵ پوند(حدود ۷۸ کیلوگرم) وزن داشت که هم‌اکنون وزن او به ۱۳۰ پوند رسیده است و به خاطر عوارض ناشی از شیمی‌درمانی قوی موهای او ریخته و سفید شده است.
تصاویر منتشر شده در این سایت خبری که در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۱ گرفته شده‌اند، جابز را در حال صرف صبحانه نشان می‌دهند که البته “لائورن پاول ” همسر او در کنارش در “مرکز سرطان‌شناسی استانفورد ” ایستاده است.
دکتر “ساموئل جاکوبسان ” از پزشکان سرشناس آمریکایی در مورد سلامت وی می‌گوید: «با قضاوت در مورد این تصاویر می‌توان به این نتیجه رسید که جابز به پایان عمر خود نزدیک هست و به نظر من تنها ۶ هفته از عمر او باقی مانده است».

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط میلاد درویش نظرات () |


Design By : Night Skin