دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

با بهبودهای انجام گرفته در سرویس ای‌میل مبتنی بر وب گوگل، کاربران جی‌میل اکنون می‌توانند به امضاهای پیام خود، لوگو اضافه کنند.

به گزارش بخش خبر شبکه فن آوری اطلاعات ایران از ایسنا، طبق بیانیه گوگل، افرادی که از سرویس ای‌میل این شرکت اینترنتی استفاده می‌کنند اکنون می‌توانند امضاهای متن غنی را به پیام‌هایشان اضافه کنند.

تاکنون گوگل تنها از امضاهای متن ساده پشتیبانی می‌کرد اما افزوده شدن پشتیبانی از متن غنی کاربران را قادر می‌سازد لوگوهای شرکت، قالب‌های تزئینی یا لینک‌های وب و ای‌میل را به عناصر متن امضا اضافه کنند.

گوگل با معرفی این ویژگی، اعلام کرد که امضاهای متن غنی یکی از ویژگی‌های پرتقاضا از سوی کاربران جی‌میل بوده است.

کاربران با دسترسی به صفحه تنظیمات اشتراک جی‌میل که در گوشه سمت راست بالای صفحه قرار دارد و مراجعه به بخش "امضا" و انتخاب گزینه مربوط و ذخیره کردن تغییرات اعمال شده می‌توانند از ویژگی جدید بهره ببرند.

منبع: شبکه فن آوری اطلاعات ایران

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٢ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط مریم یغما نظرات () |

این روزها قانون‌نویسان کالیفرنیا در حال سبک سنگین کردن لایحه جدیدی هستند که اگر تصویب شود، پلاک‌های الکتریکی خودروها می‌تواند به نمایشگرهای ال.ای.دی تبلیغاتی تبدیل شود و در زمان‌هایی که خودرو حرکت نمی‌کند، پیام‌های تبلیغاتی نمایش دهد. بدین ترتیب،‌ هر خودرو به یک تابلوی تبلیغاتی متحرک تبدیل خواهد شد.

به گزارش پاپ‌ساینس، وقتی خودروها در حال حرکت باشند، پلاک الکترونیکی حروف و اعداد معمول پلاک را نمایش خواهد داد. اما اگر خودرو پارک بشود و یا بیشتر از 4 ثانیه در ترافیک یا پشت چراغ قرمز متوقف شود، پلاک می‌تواند هر چیزی، از تبلیغات گرفته تا اطلاعات ضروری را نمایش بدهد.

بسیاری معتقدند که چنین اقدامی می‌تواند به ایالت کالیفرنیا جانی تازه ببخشد. از یک طرف در بزرگراه‌هایی که با اطلاعات چندرسانه‌ای مختلف اشباع شده، ‌چنین اقدامی می‌تواند یک ابزار سرگرمی و حواس‌پرتی جدید برای رانندگان باشد. همچنین در مناطقی که ترافیک سنگین دارند،‌ این اقدام می‌تواند راه بسیار خوبی برای انتقال اطلاعات فوری باشد. حتی در مواقعی که یک فاجعه نزدیک است، مانند سیل، ‌آتش‌سوزی، زلزله و یا حتی سونامی، ‌این روش می‌تواند به سرعت دستورالعمل‌های فوری و ضروری را در اختیار رانندگان قرار بدهد.

تصور کنید که این امکان به وجود بیاید و فراگیر هم بشود. پشت چراغ قرمزها برای خودش نمایشگاهی خواهد شد!

به نقل از مجله فناوری دانش

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ توسط فاطمه سلیمانی روزبهانی نظرات () |

در یکی روز عجیب، مثل هر روزِ دگر، خسته و کوفته از کار، شدم منزل خویش

منزلم بی غوغا، همسر و فرزندان، چند روزی است مسافر هستند، توی یک شهر غریب.

فرصتی عالی بود، بهرِ یک شکوۀ تاریخی پر درد از او . . . . . . .

پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من:

با شما هستم من!

خالق هستیِ این عالم و آن بالاها . . . .!

من چرا آمده ام روی زمین؟

شده ام بازیچه؟       که شما حوصله تان سر نرود؟  

     بتوانید خدایی بکنید؟    و شما ساخته اید این عالم،  

 با همه وسعت و ابعاد خودش،    تا به ما بنمائید،                  

 قدرت و هبیت و نیروی عظیم خودتان؟؟؟

هیبتا،     ما همگی ترسیدیم!          به خداوندیتان،  

     تنمان می لرزد . . .!

چون شنیدیم ز هر گوشه کنار، که شما دوزخِ سختی دارید،............

آتشی سوزنده        عذابی ابدی!

و شنیدیم اگر ما شب و روز،     زِ گناهان و زِ سرپیچی خود توبه کنیم،       چشممان خون بارد  و بساییم به خاکِ درتان پیشانی،

      و به ما رحم کنید،    و شفاعت باشد و صد البته کمی هم اقبال،  

      حور و پردیس و پری هم دارید..........................

تازه غلمان هم هست،     چون تنوع طلبی آزاد است!

من خودم می دانم که شما از سر عدل، بخت و اقبال مرا قرعه زدید،  

همه چیز از بخت است!         شده ام من آدم،

 اشرف مخلوقات، ( راستی حیوانات، هرچه کردند ندارد کیفر؟)

داشتم خدمتتان می گفتم،        قسمتم این بوده،

جنس من مرد شده !   آمدم من دنیا،    مرز سال دو هزار.   

     قرعه ام این کشور                   و همین شهر و دیار،

 پدرم این بوده،    که به من گفت:پسر! مذهبت این باشد!  راه و رسم و روشت این باشد!

سرنوشتم این بود. جنگ و تحریم و از این دست نِعَم . .  . . !     هرچه شد قرعۀ من این آمد! 

راستی باز سؤالی دارم،          بنده را عفو کنید.             

توی آن قرعه کشی،           ناظری حاضر بود؟

من جسارت کردم، آب هم کز سر من بگذشته، پاسخی نیست      

ولی می گویم: من شنیدم که کسی این می گفت:

چشمِ تنها ز خودش بی خبر است.    

                        چشم را آینه ای می باید، تا خودش دریابد،

 تا بفهمد که چه رنگی دارد، تا تواند ز خودش لذّت کافی ببرد.

عجبا فهمیدم، شده ام آینه ای بهر تماشای شما!

به شما بر نخورد . . . . . .!   از تماشای قد و قامتتان سیر نگشتید هنوز؟

ظلم و جور ستم آینه را می بینید؟                    

شاید این آینه، معیوب و کج است، خط خطی گشته و پُر گرد و غبار!

یا که شاید سر و ته آینه را می نگرید!  

       ور نه در ساحتتان، این همه زشتی و نا زیبایی؟

 

کمی از عشق بگوییم با هم...

عرفا می گویند، که تو چون عاشق من بوده ای از روز ازل، خلق نمودی بنده!

  عجبا!    عشق ما یک طرفه ست؟

به چه کس گویم من؟   

 می شود دست ز من برداری؟           بی خیالم بشوی؟

زورکی نیست که عاشق شدن ما برهم!    

               من اگر عشق نخواهم چه کنم؟

  بنده را آوردی، که شوم عاشق تو؟        

که برایت بشوم والِه و حیران و خراب؟

مرحمت فرموده، همۀ عشق و مِی و ساغر خود را تو زِ ما بیرون کش!

عذر من را بپذیر!          

                     این امانت بده مخلوق دگر!

می روم تا کپه ام بگذارم

صبح باید بروم بر سر کار، پی این بدبختی، پی یک لقمۀ نان!

به گمانم فردا، جلوۀ عشق تو را می بینم،

                      در نگاه غضب آلود رئیسم که چرا دیر شده . . . . !

خوش به حالت که غمی نیست تو را، نه رئیسی داری، نه خدایی عاشق، نه کسی بالا دست!

تو و یک آینۀ بی انصاف!        کج و کوله ست و پر از گرد و غبار.

وقت آن نیست کمی آینه را پاک کنی؟

 

خواب سنگین به سراغم آمد      کم کمک خواب مرا پوشانید

نیمه شب شد و صدایی آمد،     

           از دل خلوت شب،   

                                از درون خود من

من خدایت هستم،   

        هرچه را می خواهی، عاشقانه به تو تقدیم کنم

تو خودت خواسته ای تا باشی!

به همان خندۀ شیرین تو سوگند که تو           هرچه را می بینی

ذهن خلاق خودت خلق نمود

هرچه را خواسته ای آمده است   من فقط ناظر بازی توام            منتظر تا که چه را  یا که که را خلق کنی!

تو فقط یک لحظه و فقط یک لحظه،       ز ته دل، ز درون،

                                   خواهشی نا محسوس، نه به فریاد بلند

بلکه از عمق وجود، ز برای عدم خود بنما

                             تو همان لحظه دگر نابودی، به همان سادگیِ آمدنت

خواهش بودن تو، علت خلق همه عالم شد

تو به اعماق وجودت بنگر،       زِ  چه رو آمده ای روی زمین؟

پیِ حس کردن و این تجربه ها

                                    حس این لحظۀ تو، علّت بودن توست!

تو فقط لب تر کن، مثل آن روز نخست،

        هرچه را می خواهی، چه وجود و چه عدم، بهر تو خواهد بود

                                 در همان لحظۀ آن خواستنت...

و تو را یاد نباشد که چه با من گفتی؟                      دلبرم حرف قشنگت این بود:

شهر زائیده شدن این باشد، تا توانم که فلان کار کنم،

                      و در این خانه ره عشق نهان گشته و من می یابم.

پدرم آن آقا،

           خلق و خویش، روشش، میراثش، 

         همه اش راه مرا می سازد.

بنده می خواهم از این راه از این شهر به منزل برسم

 همه را با وسواس تو خودت آوردی            همه را خلق نمودی همه را...

تو از آن روز که خود خواسته پیدا گشتی، من شدم عاشق تو

دست من نیست،  تورا می خواهم،

                         به همین شکل و شمایل که خودت ساخته ای،

 شرّ و بی حوصله و بازیگوش،        مثل یک بچۀ پر جوش و خروش،

ناسزا گفتن تو باز مرا می خواند،         که شوم عاشق تر،

هرچه معشوق به عاشق بزند حرف درشت،

              رشتۀ عشق شود محکمتر ....................!

دیربازی ست به من سر نزدی!

  نگرانت بودم، تا که آمد امشب و مرا باز به آواز قشنگت خواندی!

و به آواز بلند، رمز شب را گفتی:

             " من چرا آمده ام روی زمین؟ "

باز هم یادم باش!         مبر از یاد مرا

             همه شب منتظر گرمیِ آغوش توام.

عشق بی حد و حساب من و تو بهر تو باد . . . . . . . . . . . !

خواب من خواب نبود!       پاسخی بود به بی مهری من،

            پاسخ یک عاشق . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

به خداوند قسم، من از آن شب،

دل خود باخته ام بهر رسیدن

                    به عزیزم به خدا ...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٩ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط ابراهیمی نظرات () |

شرکت ژاپنی سونی روز گذشته (چهارشنبه) به مشتریان خود در سراسر دنیا در خصوص لپ تاپ های VAIO هشدار داد و اعلام کرد به علت نقص فنی کوچکی در سیستم آن ها ممکن این کامپیوترهای دستی بیش از حد گرم شوند و حتی آتش بگیرند!

به نقل از خبرگزاری فرانسه این شرکت معظم الکترونیکی همچنین اعلام کرده است که این اشکال در بعضی از لپ تاپ های VAIO گروه F و C که ژانویه امسال به بازار عرضه شده است وجود دارد. ایراد مطرح شده مربوط به تراشه ای است که درمرکز کنترل گرمایش این دستگاه قرار دارد.



اگرچه این نقص صدمات جانی در پی نداشته است اما شرکت اعلام کرده است که در مجموع 39 شکایت را دریافت کرده است که مشتریان می گویند شکل کامپیوترشان بر اثر گرما تغییر کرده است .


این کامپیوتر های معیوب در مجموع 535 هزار عدد درکل دنیا می باشند که نیمی از آن ها در آمریکا و بقیه آن ها در ژاپن، اروپا و چین توزیع شده است.
سونی گفته است که نرم افزاری را معرفی خواهد کرد با دانلود آن نقص فنی این دستگاه ها درست شود.

به نظر می رسد آتش گرفتن خود به خودی محصولات جدید مختص کشور مانیست .البته از آنجاکه مردم آمریکا و ژاپن پیشتر خود سوزی! پژو405 را تجربه نکرده اند حتما غافلگیر خواهند شد .

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱۳ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ توسط فاطمه سلیمانی روزبهانی نظرات () |



از هر هفت نفر شاغل در ایران، یک نفر برای دیدن بازی‌های جام جهانی مرخصی می‌گیرد یا ساعت کاری‌اش را کاهش می‌دهد.

براساس تحقیقاتی که «ایران تلنت» انجام داده است، در ماه‌های خرداد و تیر امسال شرکت‌ها افت قابل ملاحظه‌ای را در بازده کاری تجربه خواهند کرد، چرا که تعداد قابل توجهی از کارمندان برای تماشای فوتبال از ساعت کاری خود استفاده می‌کنند.

«ایران تلنت» (IranTalent. com)، بزرگ‌ترین سایت استخدامی کشور در روزهای ۲۳ تا ۲۶ خرداد امسال یک نظرسنجی‌ اینترنتی انجام داد که نشان میدهد، براساس هشت هزار پاسخ افراد شاغل در ایران، از هر هفت نفر شاغل، یک نفر برای دیدن بازی‌های جام جهانی مرخصی می‌گیرد یا ساعت کاری‌اش را کاهش می‌دهد.

در بخشی از این نظرسنجی از جمعی از شاغلین سراسر کشور پرسیده شد که آیا کار خود را برای دیدن بازی‌ فوتبال متوقف می‌کنند یا نه.

به استناد داده‌های تحقیق، ۱۵ درصد شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی (یک نفر از هر هفت نفر) اعلام کردند که برای دیدن بازی‌ها، کار را متوقف می‌کنند. این آمار شامل کسانی می‌شود که یا از محل کارشان بازی‌ها را دنبال می‌کنند یا برای دیدن بازی‌ها، محل کار را زودتر از موعد ترک می‌کنند.

به گزارش تحقیق «ایران تلنت»، احتمال اینکه مردان کارمند از ساعت کاری خود برای تماشای فوتبال کم کنند، دو برابر زنان برآورد شده است. همچنین زنان متاهل کارمند با ۶ درصد (یک نفر از هر ۱۷ نفر)، پایین‌ترین درصد را به خود اختصاص دادند.

انتظار می‌رود در بازی‌های برزیل، آرژانتین و اسپانیا درصد توقف کار به بالاترین حد خود برسد، چرا که این تیم‌ها در نظرسنجی «ایران تلنت» محبوب‌ترین تیم‌های فوتبال در ایران شناخته شدند.

یکی از تحلیل‌گران «ایران تلنت» درباره هدف این نظرسنجی می‌گوید: به عنوان یک سایت استخدامی آنلاین که بانک اطلاعاتی هزاران متخصص را شامل می‌شود، شرکت‌ها مکرر از ما می‌خواهند که روی مسایل گوناگونی که مربوط به استخدام و محیط کار می‌شود، به آنها مشاوره بدهیم. این روزها، یکی از موضوعات داغ «جام جهانی» است و تاثیر آن بر محیط کار. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم یک نظرسنجی برگزار کنیم تا رفتار و دیدگاه هر دو گروه کارفرما و کارمند را بررسی کنیم.

بر اساس یافته‌های نظرسنجی «ایران تلنت»، در دسته‌بندی‌های شغلی، نیروهای «فروش» بالاترین نرخ را در زدن از کار برای تماشای بازی‌های جام جهانی داشتند و در مقابل کارمندان بخش‌های «اداری» کم‌تر از سایر مشاغل از ساعت کاری خود در این ایام می‌کاهند.

این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد که «مدیران ارشد» شرکت‌ها با یک نفر از هر چهار نفر، آماده‌ترین افراد برای ترک محل کار خود برای تماشای بازی فوتبال هستند.

براساس دسته‌بندی نوع سازمانی که افراد در آن کار می‌کنند، کارمندانی که در شرکت‌های بین‌المللی در ایران مشغول به کار هستند با ۱۸ درصد، بالاترین نرخ متوقف کردن کار را دارند. به نظر می‌رسد این آمار به ساعات طولانی کار که احتمال تداخل زمانی با بازی‌ها را افزایش می‌دهد و همچنین به سیاستهای مدیریت  در این زمینه مربوط باشد. به گفته بعضی مدیران منابع انسانی در شرکت‌های خارجی مستقر در ایران، آنها تلویزیون بزرگی را در دفتر کار خود قرار داده‌اند تا پرسنل بتوانند با هم بازی‌ها را تماشا کنند، چرا که اعتقاد دارند این عمل باعث شکل‌گیری روحیه تیمی بین نیروها می‌شود.

همچنین شرکت‌های بخش خصوصی با ۱۵ درصد در رتبه دوم قرار دارند. کارمندان سازمان‌های دولتی با ۱۴ درصد، پایین‌ترین نرخ توقف کار را در زمان بازی‌های جام جهانی داشته‌اند. ساعات کاری کوتاه‌تر و تداخل زمانی کمتر دلایل اصلی پایین  تربودن این درصد در میان کارمندان دولتی است، چراکه برای بسیاری از کارمندان دولت، پایان کار روزانه (ساعت ۱۴) پیش از شروع اولین بازی (ساعت ۱۶) است.

طبق نتایج به دست آمده از نظرسنجی «ایران تلنت»، ۱۲ درصد از کسانی که در محل کارشان بازی را تماشا می‌کنند، برای دیدن بازی پس از پایان ساعات رسمی کار اضافه کار دریافت می‌کنند.

تبعات بازی‌های جام جهانی تنها بر ایران اثر ندارد. در جام جهانی‌ سال‌های گذشته، بسیاری از شرکت‌های اروپایی افزایش غیبت‌ کارمندان به بهانه «مریضی» را گزارش داده‌ بودند.

همچنین براساس گزارش منتشر شده درروزنامه «وال استریت ژورنال»، خسارتی که شرکت‌های انگلیسی به دلیل غیبت کارکنان در روزهای جام جهانی امسال متحمل می‌شوند، یک میلیارد پوند تخمین زده شده است.

مدیران و اجازه مرخصی برای تماشای فوتبال

کارشناسان اقتصادی بر این باورند که اگر ایام جام جهانی «مناسب» مدیریت نشود، می‌تواند خسارت‌های عمده‌ای برای شرکت‌ها به وجود بیاورد. مرخصی‌های گسترده پرسنل، گذراندن زمان کاری به خواندن تحلیل بازی‌ها، بحث میان هواداران تیم‌ها در محیط کار و همچنین کم‌خوابی‌های ناشی از تماشای دیر وقت بازی‌ها همگی می‌تواند در کاهش بازده کاری موثر باشد.

در نظرسنجی «ایران تلنت» از افرادی با سمت‌های مدیریتی پرسیده شد که آیا به نیروهای زیردست خود اجازه می‌دهند برای تماشای بازی فوتبال از منزل، شرکت را زودتر ترک کنند و یا حداقل در محل کار بازی‌های جام جهانی را به طور زنده دنبال کنند؟

تنها ۱۱ درصد مدیران (یک نفر از نه نفر) اعلام کردند که «قطعا» به کارمندان خود برای دیدن بازی‌ها مرخصی می‌دهند، در حالی‌که دیگران یا درخواست‌های مرخصی را رد می‌کنند یا مرخصی را منوط به «حجم کار» می‌دانند.

مدیران در تهران به نسبت همتایان خود در دیگر شهرستان‌ها انعطاف بیشتری داشتند. در تهران ۱۲ درصد از مدیران با مرخصی کارمندان برای تماشای فوتبال موافقند، در حالی‌که در شهرستان‌ها تنها ۸ درصد از مدیران اینگونه فکر می‌کنند.

مدیرانی که خودشان قصد متوقف کردن کار برای تماشای بازی‌ها را داشتند، دو برابر دیگران انعطاف‌پذیری برای موافقت با مرخصی پرسنل نشان می‌دهند.

از زاویه دیگر، جام جهانی بر تقاضای کالا و خدمات نیز تاثیر می‌گذارد. «رستوران‌ها» از بخش‌هایی هستند که انتظار می‌رود در این ایام افت درآمد داشته باشند، چرا که مردم بیشتر ترجیح می‌دهند در خانه بمانند. اما همزمان، برای بعضی کالاهای خانگی افزایش تقاضا مشاهده می‌شود.

«ایران تلنت» به سراغ چند فروشگاه لوازم صوتی و تصویری رفت و با گردانندگان آنها گفت‌و‌گو کرد. این افراد افزایش حجم فروش دستگاه‌های تلویزیون را تا پیش از شروع بازی‌ها گزارش کردند. هر چند این آمار، در مقایسه با رشد فروش دستگاه تلویزیون در جام جهانی قبل که تیم ملی ایران در آن حضور داشت، بسیار پایین‌تر بوده است.

در ایران هنوز هیچ تحقیق رسمی و جامعی درباره ابعاد اقتصادی جام جهانی در کشور انجام نشده است، اما بر اساس نرخ غیبت کارمندان، انتظار می‌رود افت کاری و خسارت‌های حاصل از آن قابل توجه باشد. از سوی دیگر برخی کارشناسان احتمال می‌دهند که خسارت‌های ناشی از تماشای بازی‌های جام جهانی، در مقایسه با دیگر عوامل کاهنده بازده، دارای اهمیت ویژه‌ای نباشند.

منبع: IranTalent.com
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱۱ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ توسط فاطمه سلیمانی روزبهانی نظرات () |

 

 

 

آبراهام لینکلن به عنوان نخستین رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه آمریکا انجام وظیفه نمود. امروز او بدین جهت مشهور است که به تاریخ برده داری در آمریکا خاتمه داد و ایالات متحده آمریکا را با نظارت بر مسائل مربوط به جنگ در طی جنگ داخلی آمریکا پا برجا نگه داشت. او ژنرالها را انتخاب کرد و استراتژی آنها را تایید نمود، افسران ارشد غیر نظامی را برگزید، بر دیپلماسی، عزل و نصب و فعالیتهای حزب نظارت کرد، و از طریق پیامها و سخنرانیها نظرات عموم را جمع آوری نمود. توان بالای او در سخنوری قدرت تأثیر گذاری او را افزایش می‌داد. نطق گتیسبرگ وی تأثیر ماندگاری بر ارزشهای آمریکا داشت.

لینکلن می‌بایست برای حفظ آمریکا برده داری را نابود می‌کرد و این کار را با اعلامیه آزادی بردگان و متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده به انجام رساند. او شخصاً مسئولیت «بازسازی» را به عهده گرفت و در پی این بود که هرچه سریعتر کشور را دوباره یکپارچه سازد. «جمهوریخواهان تندرو» که طرفدار سیاستهای سختگیرانه تر بودند با او به مخالفت برخاستند.

توانمندیهای او را در امر رهبری می‌توان به وضوح در موارد زیر مشاهده کرد: در نخستین عملکرد دیپلماتیک وی در کنترل و اداره ایالتهای مرزی گرفتار برده داری در اوایل جنگ، در ناکام ساختن تلاش پارلمان برای سازمان دهی کابینه وی در سال ۱۸۶۲، در گفته‌ها و نوشته‌های بسیارش که به بسیج کردن و انگیزه دادن به ناحیه شمال کمک شایانی کردند و در فرونشاندن جنجال صلح در انتخابات ریاست جمهوری ۱۸۶۴ آمریکا. کوپرهدز او را به خاطر نقض قانون اساسی، پا را فراتر از قدرت اجرایی خود گذاشتن، اجتناب از سازش و مصالحه در امر برده داری، اعلام قانون ازدواج، معوق گذاشتن حکم احضار به دادگاه، دستور بازداشت ۱۸ هزار مخالف من جمله مقامات دولتی و ناشران روزنامه‌ها و کشتار صدها هزار مردان جوانی که به عنوان سرباز در جنگ خدمت می‌کردند، مورد انتقاد قرار داد. «جمهوری خواهان تندرو» نیز او را به دلیل عملکرد کندش در خاتمه دادن به برده داری و عدم اعمال خشونت کافی نسبت به مناطق اشغال شده جنوبی به باد انتقاد گرفتند.

تاریخ نویسان بر این باورند که لینکلن بر نهادهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تأثیری ماندگار بر جای نهاد به ویژه اینکه این روال را در پیش گرفت که تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزایش دهد و از قدرت دولتهای ایالتی بکاهد. اعتبار او مدیون نقش در تعریف مسائل بزرگ و مهم، سازمان دهی جنگ داخلی و پیروزی در آن، از بین بردن برده داری، تجدید نظر در ارزشهای ملی، تشکیل حزب سیاسی نوین و حفظ آمریکا است. ترور او در نگاه میلیونها تن از مردم آمریکا شهادت محسوب شد.

 

 

قد لینکلن ۱۹۲ سانتیمتر بود و بنابراین بلند قدترین رئیس جمهور در تاریخ آمریکاست.
طبق یک روایت، مخالف لینکلن در انتخابات سنای ۱۸۵۸، استفان داگلاس، لینکلن را «دو رو» خوانده بود. به محض شنیدن این مسئله، لینکلن با شوخی گفت: اگر من روی دیگری داشتم، واقعاً فکر می‌کنید با این رو ظاهر می‌شدم؟
می‌گویند یکبار زمانی که لینکلن مرد جوانی بود به سر و وضع خود در آینه نگاهی انداخت و گفت: «ابی، این واقعیت دارد، تو زشت ترین مرد جهان هستی، اگر زمانی فردی را زشت تر از تو ببینم بی شک در جا او را به ضرب گلوله می‌کشم. شکی نیست که این کار را لطفی در حق آن فرد می‌دانم«.
براساس توصیفاتی که در مورد لینکلن نوشته شده، گمان می‌رود که از دههٔ ۱۸۶۰ به سندرم مارفان مبتلا بوده ‌است و گواه آن این است که از تمامی افراد آن زمان بسیار بلندتر بود، پاهای بلندی داشت و فرم سینه اش غیر عادی بود و مفاصل شل و نرمی داشت.
لینکلن در تمام عمرش از افسردگی بالینی رنج برد. در طی یک دورهٔ بسیار سخت که به علت مرگ نامزدش بود، در سال ۱۸۳۵ دوستان صمیمی اش از ترس اینکه مبادا او دست به خودکشی بزند همواره مراقبش بودند. یکبار در دوران ریاست جمهوری اش، افسردگی اش آنقدر شدت یافت که در بستر با اعضای کابینه اش دیدار کرد. او همچنین مدام کابوس می‌دید. چند سالی لینکلن برای کاهش افسردگی اش قرص مصرف می‌کرد. مهم‌ترین ماده این قرصها عنصر جیوه بود که ماده‌ای سمی است. برخی از تاریخ نویسان هم اکنون بر این باورند که علت رفتار عجیب و غریب لینکلن در سالهایی که این دارو را مصرف می‌کرده مسمومیت جیوه بوده‌است . پس از اینکه رسماً کار ریاست جمهوری را آغاز کرد مصرف این قرصها را کنار گذاشت و طبعاً رفتارهایش نیز بهبود یافت. گزارشاتی که از رفتار او می‌دهند با عوارض ناشی از مسمومیت جیوه همخوانی دارد. با این حال بدون دسترسی به نمونه موی لینکلن در طی دوره‌ای که به این قرص را مصرف می‌کرده، نمی‌توان این فرضیه را رد یا تأیید کرد.
او یکبار در مورد یکی از کابوسهای مکرر و فراموش نشدنی اش با یکی از دوستانش صحبت کرد. او گفت کابوس می‌بیند که در میان جمعیتی ماتم زده و عزادار است که در اطراف قطاری جمع شده‌اند و وقتی از زنی ماتم زده و سوگوار می‌پرسد چه اتفاقی افتاده زن جواب می‌دهد: رئیس جمهور را کشتند، او مرده.
لینکلن به خاطر سخنرانیها و صحبتهایش مشهور است، یک نمونه کوتاه آن این است: «هیچ کس حافظه اش آنقدر خوب نیست که دروغگوی خوبی باشد«.
در سال ۱۸۶۵، لینکلن از طرف انجمن بین المللی کارگران نامه‌ای دریافت کرد که انتخاب مجدد او را تبریک گفته بودند و موضع ضد برده داری او را ستوده بودند. این نامه به قلم کارل مارکس بود.
لینکلن و زکریا تیلور هر دو از نسل کلنل ریچارد لی از خانواده‌ای در ویرجینیا بودند.

 

نامه ابراهام لینکل به آموزگار فرزندش

او باید بداند که همه مردم عادل و صادق نیستند. اما به فرزندم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسانهای صدیق هم وجود دارند. به او بگویید در ازای هر سیاست‌مدار خودخواه، رهبر با همتی هم وجود دارد. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. میدانم که وقت می‌گیرد اما بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار بدست آورد، بهتر از آن است که جایی در زمین پنج دلار پیدا کند. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر می‌توانید به او نقش مهم کتاب را در زندگی بیاموزید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گلهای درون باغچه، به زنبورهای که در هوا پرواز میکنند دقیق شود.

به فرزندم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به او یاد دهید که با ملایم ها ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد. به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند (و او را مسخره کنند). به او یاد دهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند.

ارزشهای زندگی را به فرزندم آموزش دهید. به او یاد دهید در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد. به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معنا است.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را برحق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

در کار تدریس به فرزندم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک ناز پرورده نسازید، بگذارید شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اما ببینید که می‌توانید چه کار کنید.

 

آقای رئیس جمهور لینکل یک اسطوره و سمبل و نماد برای تمام مردم دنیا شناخته شده و همیشه زنده است.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٠ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط ابراهیمی نظرات () |

 

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز

و دویدن که آموختی، پرواز را

--------------
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند

----------------------

دویدن بیاموز، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر

-----------------------
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی

-----------------------
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت

---------------------

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را

نمی شناختند

----------------------

پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند

-----------------------------

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند

-----------------------------

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت

کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید

و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست

------------------------

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت

---------------------------

وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی.. از طوفان ها و امواج نترس

بگذار تا از تو بگذرند.. تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش

همیشه به خاطر داشته باش.. دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهر نمی سازد 

----------------------------

جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند

-----------------------------------

جایی که در آن هر غیر ممکنی؛ ممکن می شود تنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم
----------------------------

چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم:

  اعتقادات.. اهداف و آرزوها.. عشق.. خانواده و دوستان  

--------------------------------

و از همه مهم تر اعتماد به نفس     

خودت را باور داشته باش

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٧ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط ف. هدایت نظرات () |


Design By : Night Skin