دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

علی (ع)، چه کسی می‌تواند سیمای او را نقاشی کند؟! روح شگفتی با چند بعد، مردی که در همه چهره‌هایشان به عظمت خدایان اساطیر است.

انسانی که در همه استعدادهای متفاوت و متناقض روح و زندگی قهرمان است. قهرمان شمشیر و سخن، خردمندی و عشق، جانبازی و صبر، ایمان و منطق، حقیقت و سیاست، هوشیاری و تقوی، خشونت و مهر، انتقام و گذشت، غرور و تواضع، انزوا و اجتماع، سادگی و عظمت.

انسانی که هست از آن گونه که باید باشد، و نیست.



او که از شمشیرش مرگ می‌بارد و از زبانش شعر، هم زیبایی دانش را می‌شناسد و هم زیبایی خداوند. هم پروازه‌های اندیشیدن را و هم تپش‌های دوست داشتن را. خون‌ریز خشمگین صحنه پیکار، سوخته خاموش خلوت محراب.

او: ویرژیل” دانته“ است، و رستم ”فردوسی“ است و شمس مولای روم و...
چه می‌گویم!! مگر با کلمات می‌توان از علی (ع) سخن گفت؟! باید به سکوت گوش فراداد، تا از او چه‌ها می‌گوید؟! چه او با علی (ع) آشناتر است...! علی خود محمد دیگری است، و شگفت‌تر آن که: در سیمای علی، محمد (ص) را نمایان‌تر می‌توان دید».

....................................................

مصلح زمانه ما٬ شیعه بودن را تنها در تجلیل٬ تعظیم٬ مدح٬ منقبت و لفاظی های شاعرانه و توجیهات صوفیانه از علی نمی داند: « تشیع علی را با تملق علی عوضی گرفته ایم!! و این است که شب و روز٬ مدح و منقبت علی را می گوییم و علی به دادمان نمی رسد چرا که عملا تشیع را طوری فهمیدیم که انگار علی به ما محتاج است.!!!

علی در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست!

علی وقتی به پیروانش آگاهی و عظمت و عزت و آزادی میبخشد که پیروانش بدانند او کیست!!!...؟

دکتر شریعتی

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٤ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ توسط مریم یغما نظرات () |


Design By : Night Skin