دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

یکی از کشاورزان منطقه ای همیشه در مسابقه ها جایزه بهترین غله را به دست می آورد و به عنوان کشاورز نمونه شناخته می شد. رقبا و همکارانش علاقه مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل او را زیر نظر گرفتند و مراقب رفتارش بودند.

پس از مدتی نکته جالبی را مشاهده کردند. این کشاورز پس از هر نوبت کشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می داد و آنان را از این نظر تأمین می کرد. بنابراین همسایگان او باید برنده مسابقه می شدند نه خود او.

کنجکاویشان بیشتر شد، اما کوشش آنها به نتیجه نرسید. سرانجام تصمیم گرفتند موضوع را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.

کشاورز هوشیار و دانا به همکارانش گفت: «چون جریان باد ذرات بارور کننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه دیگر می برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگانم می دادم، تا باد ذرات بارور کننده نامرغوب را از مزرعه آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصول مرا خراب نکند.»

همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقه های بهترین غله را برایش به ارمغان می آرود.

« گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم.»

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٤ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط ابراهیمی نظرات () |


Design By : Night Skin