دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

دنیای نوین سازمانها و شرکتها بدون مرز است و محدودیتها را نمی پذیرد و مدارس تجارت موظفند افراد را برای ورود به این جهان تازه آماده سازند. Garth Saloner، رئیس دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه Stanford، پیرامون چالشهایی که مدارس تجارت در این راه با آنها مواجه هستند، صحبت می کند.
گامهای سریع جهانی شدن موجب می شود که سؤالات مدیریتی جدیدی برای رهبران تجاری و برای ارائه دهندگان دوره MBA که آن رهبران را آموزش می دهند، پدید آید. دنیای نوین که در آن شرکتها بدون مرزند و بازارهای نوپا به استعدادهای باتجربه نیاز روزافزون دارند، باعث می شود که آموزش MBA دچار
تغییر شود تا بتواند نیازهای جدید را برآورده سازد.Garth Saloner در مورد تغییر آموزش MBA ، اصلاح برنامه درسی، آموزش ثمربخش مهارتهای لازم برای رهبری و تفکر بحرانی و آثار بحران اقتصادی بر مدارس تجارت صحبت می کند.
آیا بحران اقتصادی باعث شده است آنچه کارفرماها بدنبال آن در فارغ التحصیلان MBA هستند تغییر کند؟
کارفرماها به دنبال مهارتهای رهبری(مهارتهای نرم)هستند و این مهارتها کمتر در مدیران دیده می شود. کارفرما مایل است مهارتهای نرم را به بالاترین حد ممکن در شرکت خود برساند.
در مقایسه با مهارتهای نرم، مهارتهای سخت از قبیل مدیریت مالی، مدیریت زنجیره تأمین، حسابداری و ... بیشتر به سطح استاندارد رسیده و به عواملی کلیدی تبدیل شده اند که همگان باید از آنها اطلاع داشته باشند. مهارتهای سخت بطور وسیعی قابل دسترس هستند و تفاوت زیادی میان تعلیم دهندگان آنها وجود ندارد. در مقابل، مهارتهای نرم، رهبری واقعی، توانایی کار با دیگران و اجرای امور از طریق دیگران، همچنان مسائل کمیابی قلمداد می شوند که وسعت آموزش دهندگان آنها به اندازه مهارتهای سخت نیست.
در حال حاضر شرکتهایی وجود دارند که به دنبال « قضاوت صحیح » و « تفکر بحرانی » هستند و بنابراین افرادی با مهارتهای نرم را استخدام می کنند. به همین دلیل است که تفکر بحرانی و تحلیلی در برنامه درسی دانشکده تحصیلات تکمیلی گنجانده شده است.
برخی مهارتهای رهبری را باید خارج از کلاس درس و از روی تجربه آموخت. دانشجویان را باید در گروه های کوچک تقسیم بندی کرد و به آنها وظایف رهبری محول نمود و وادارشان کرد که آن وظایف را انجام دهند. ما در دانشگاه
Stanford، دانشجویان را گروه بندی کرده و وظایف مشکلی را به آنها محول می کنیم، از قبیل یک گفتگوی دشوار، ارائه مشاوره و انتقاد یا اجرای یک وظیفه، و از فعالیتهای آنها فیلمبرداری می کنیم. هر یک از گروه ها دارای یک مربی رهبری هستند.
آیا اصلاحات دیگری در برنامه درسی خود بوجود آورده اید؟
ما یک ترم تحت عنوان «چشم اندازها »، به دوره MBA اضافه کرده ایم و مسائل بسیار کلی که دانشجویان در مدیریت کل با آنها برخورد می کنند را آموزش می دهیم.
همچنین در ترم اول، سمینار «تفکر بحرانی و تحلیلی » را برگزار می کنیم. همچنین ما دانشجویان را به گروه های 16 نفره تقسیم می کنیم و برای هر دانشجو یک مشاور آکادمیک قرار می دهیم. ما هر هفته دور هم جمع می شویم و یک مسئله غیر ممکن را با دانشجویان در میان می گذاریم. دانشجویان هر هفته یک مقاله می نویسند و مقاله ها توسط مربی نگارش خوانده می شود. سپس دانشجویان در کلاس، پیرامون موضوع آن هفته به بحث می پردازند.
تغییر سوم به نام «شرایط تحصیل جهانی » شناخته می شود. دانشجو موظف است عمدتاً در سال اول تحصیل خود به یک کشور غریب که نه در آنجا بزرگ شده و نه کار کرده سفر کند.
چگونه بازارهای نوپا موجب تغییر شیوه آموزش رهبری گشته اند؟
بازارهای نوپا تنها به چین و هند محدود نمی شوند بلکه اندونزی و بسیاری از نقاط صحرای آفریقا که هیچکس در مورد آنها صحبت نمی کند نیز جزو بازارهای نوپا محسوب می شوند. کشورهایی همچون آفریقای جنوبی، کنیا، تانزانیا، غنا و رواندا پیش از بحران اقتصادی به رشد 6، 7، 8 و در برخی مواقع 10 % رسیده بودند. شرایط رهبری در این کشورها بسیار سخت است زیرا یک رهبر باید موجبات پیشرفت و سازگاری با تغییرات را به سرعت در سازمان خود فراهم آورد. در این مناطق، مهارتهای مدیریتی عمدتاً منطبق با نیازهای بازار نیستند و در نتیجه گرایش سازمانها به سوی افرادی است که شیوه های صحیح رهبری را آموخته اند.
نوآوری به صورت یک شیوه یا یک ایده شکوفا می شود. در دانشگاه ها و مدارس تجارت، فکر کردن به نوآوری تحت نام «تفکر طراحی » خوانده می شود. شناسایی یک نیاز، کار با مشتریان و رفع نیازهای آنها و توسعه محصول با استفاده از شیوه «الگوسازی سریع » یک فرآیند به واقع خلاقانه است.
یکی از دوستان من، درسی به نام «طراحی برای مدیریت مالی افراطی » را تدریس می کند. در این واحد، دانشجویان به یک کشور در حال توسعه سفر کرده و از مردم در مورد نیازهای برآورده نشده خود سؤال می کنند. سپس دانشجویان به این سؤالات فکر می کنند که:
• چگونه محصول نهایی را به آن کشور برسانند؟
• چگونه مشکلات زنجیره تأمین و تدارکات را حل کنند؟
• چگونه محصول را با قیمت مناسب بدست مردم برسانند؟
اگر دانشجو به یکی از روستاهای صحرای آفریقا سفر کند، مشاهده می نماید که بسیاری از نوزادان بخاطر نبود محلهای پرورش اطفال زودرس می میرند. از یک سو، تأسیس چنین مکانی حدود 20،000 دلار هزینه دارد و از سوی دیگر در صورت ساخت آن، سیستم برق رسانی درستی وجود ندارد. پس دانشجو از خود می پرسد: «چه کاری می توانیم برای حل این مشکل انجام دهیم؟ ». پاسخ آن است که باید راهی برای تولید مایحتاج ضروری پیدا کرد از قبیل کیسه خواب کودک یا ژل گرم کننده که مادر می تواند آن را به دورن آب بیاندازد و بجوشاند.
در این راه حل به مصرف کننده نهایی و نیازهای او پرداخته می شود و در نتیجه به جای یک هزینه 20،000 دلاری، از یک نوآوری و خلاقیت استفاده می شود که هزینه بسیار کمتری دارد و جان بسیاری از کودکان را از مرگ نجات می دهد.
چگونه بحران اقتصادی بر مدارس تجارت تأثیر گذاشته اند؟
من فکر می کنم که بحران اقتصادی این فرصت را برای مدارس تجارت بوجود آورده است که در آینده به خود نگاه کنند و از خود بپرسند «آیا ما افرادی را تربیت کرده ایم که بتوانند درآینده رهبر شوند و سازمانها را به درستی مدیریت نمایند؟»

Refrence:The First MBA Magazine In IRAN, Mahan Institute

شماره 3، خرداد 89

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٧ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ توسط ابراهیمی نظرات () |


Design By : Night Skin