دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

نمی دونم متنی که اوایل قبولی در دانشگاه فارابی و بعد از جلسه توجیهی تو همین وبلاگ گذاشتم رو خوندین یا نه!؟

اما حس خیلی خوبی داشتم و خوشحال، صحبت هایی که می شد نشون می داد که می تونم خیلی چیزها یاد بگیرم؛ بدون این که مجبور باشم مسیر طولانی جزیره تا تهران  رو  هر روز بیام، نخندید ولی شاید میشد گفت رو ابرها بودم و خیلی خوشحال اما دو دل!!!

کلمه مجازی رو وفتی عکس العمل دیگران رو می دیدم؛ دوست نداشتم. دانشگاه شیراز هم قبول شده بودم تصمیموگرفتم فارابی رو انتخاب کردم ولی وقتی شنیدم این کلمه تو مدرک ثبت نمیشه و همیشه با حسی مثل.... همه جا اسمشو می اوردم چون دیگه اون عکسل العمل رو نمی دیدم.  شده بودم مثل ....... سرمو بالا می گرفتمو و ...


اما ..

اما حالا نمی دونم چرا کسی یادش به حرفی که اوایل ورود به دانشگاه می زدند نمی افته!!! حالا هر جای گواهی رو نگاه می کنم اونو می بینم! هر جا می برم یه چیزی می گن و واسه رد کردن و پس زدن من اون کلمه رو بهونه میکنند و مثل ..............


بی خیالش که پس می زنند؛ خدا رو شکر که تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم.

همین که می تونم به این خوبی بنویسم خودش یه نعمت بود که این دو سال به من رسید!!!!!

این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم که شاید در دوره کاملا" حضوری یاد نمی گرفتم جدا از هر چیزی از همه مسئولین و دوستان فارابی تشکر می کنم و دوباره با افتخار سرمو بالا میگیرم.

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ توسط علی پور نظرات () |


Design By : Night Skin