دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

سه سنگ تراش مشغول کار بودند. عابری از آنها پرسید چه می کنید؟

سنگ تراش اول جواب داد: همان طور که می بینی، مشغول تراشیدن سنگ هستم.

دومی گفت: کار می کنم تا روزی خانواده ام را تامین کنم.

سومی با تبسمی بر لب و رضایتی در دل پاسخ داد:  مشغول ساختن مسجدی هستم.

هر سه یک کار انجام می دادند ولی پاسخشان بستگی به اعتقاد و باورشان داشت.

هر کاری می تواند برای عامل آن شریف و با ارزش باشد به شرطی که عامل، به آن بنگرد و ارزش تلاش هایش را درک کند.

برای یکی کار خسته کننده و برای دیگر وسیله امرار معاش و برای سومی کاری بزرگ و با ارزش بود.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٢ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط علی پور نظرات () |


Design By : Night Skin