دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی


بیا تا گل بر افشانیم و می در  ساغر  اندازیم        فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


خلّاقیت (creativity) فرایند خلق چیز جدیدی است که دارای ارزش باشد(احمد پور داریانی،1383). خلّاقیت در مفهوم علمی و فنی شامل فرایندهای ذهنی است که منجربه حل مساله،ایده های مفهوم سازی و شکل های هنری بدیع می شود(ربر ، 1985).

پرورش خلّاقیت :

برای شروع بحث جالب است بدانید که تعداد ایده هایی که مغز شما می تواند خلق کند بیشتر از تعداد اتم های عالم هستی است(قراچه داغی، 1380). خلاقیت مبنای کارآفرینی و نو آوری است.در حقیقت ابتدا در فرایند خلاقیت یک ایده مطرح می شود، سپس در فرایند نوآوری امکانات لازم برای اجرای آن و روش های اجرای آن و اجرای نهایی ایده پی گیری می شود و کارآفرینی گامی است که در آن محصول یا خدمت ارائه شده جنبه ی کاملاً اقتصادی یافته و به ایجاد اشتغال نیز می انجامد .

 

فرایندها و روش های  فردی برای خلق راه کارهای خلاق:

بیشتر این روش ها را می توان در شرایط گوناگون به کاربرد البته بعضی از آنها در شرایط خاصی به کار می روند.

1-              قیاس ها (analogies): از این روش برای شناخت مسائل و درک بهتر آنها استفاده می شود. قیاس عبارت است از مقایسه بین دو چیز که در اصل غیر مشابه هستند ولی در عمل نشان می دهیم که شباهتی بین آنها وجود دارد. از قیاس اغلب برای حل مسائل استفاده می شود. به عنوان مثال یک تیم توسعه ی محصول از شرکت Atlas copco Tec از قیاس برای ساخت ماشینی که سنگ معدن را هم حفاری کند و هم آن را در یک تسمه نقاله بارگیری کند، استفاده کرد. یکی از اعضاءِ تیم حل مسئله یک متخصص حشره شناسی بود. وی ملخ را به عنوان یک سرمشق پیشنهاد داد زیرا هنگام تغذیه شکار را بین دو پایش می گیرد و سپس آن را به طرف دهانش می کشد. نتیجه ی این قیاس طراحی تراکتور بزرگ Roc 302 شد که دارای بیل های بزرگی بود و سنگ های معدنی را که از نوار نقاله ی وسط آن می گذشت بارگیری می کرد.

2-              تحلیل راه حل های گذشته:  مطالعه ی گزارش های فنی و تخصصی و کتابهایی که حاوی داستانهایی مربوط به این که دیگران چگونه مسائل خود را حل می کنند می باشند ، همگی در تشخیص راه حل های ممکن برای یک مسئله قابل به کارگیری هستند.

3-              تداعی(association): تداعی یعنی یک رابطه ی ذهنی بین دو شی یا دو اندیشه که بر اساس سه قانون اولیه صورت می گیرد. این قوانین در اصل در یونان باستان تدوین شده که عبارتند از: مجاورت(contiguity)برای مثال هنگامی که تخته سیاهی را می بینید به یاد مدرسه می افتید.شباهت(Similarity) یعنی یک شی یا اندیشه شما را به یاد شی یا اندیشه ی مشابهی بیاندازد.تباین(Contrast)اشاره به چیزهای غیر مشابه دارد که تقریباً در مقابل یکدیگرند مثل ؛ سیاه و سفید، مرد و زن و . . .  . پس از تعریف مفاهیم این روش به سراغ انواع آن و نحوه ی استفاده از آن می رسیم. تداعی آزاد(free association): در این روش هر آن چه را که در رابطه با کلمه ای که نوشته اید یا در رابطه با یک تعریفِ یک یا دو کلمه ای از یک مسئله به ذهنتان می رسد، بیان می کنید. در این روش رشته ای از افکار به دنبال هم پدید می آیند. تداعی آزادیک تمرین گروهی و فردی بسیار خوب برای افزایش راه حل های مبتکرانه است. هدف صرفاً این است که افکار و اندیشه های خود را به صورت مکتوب درآورید. برای استفاده از این روش ابتدا یک تعریف یک کلمه ای از مسئله را در سطر اول یک کاغذ بنویسید سپس در سطر دوم نخستین کلمه ای که بعد از نگاه کردن به سطر اول به ذهنتان می رسد را بنویسید. در سطر سوم کلمه ای که از نگاه به کلمه ی سطر دوم تداعی می شود را بنویسید این کار را می توانید تا بیست یا سی کلمه به کار ببرید.بعد از پایان این مراحل به تمامی واژه هایی که نگاشته اید نگاه کنید و ببینید چه قدر هر یک از آنها بینش هایی را درباره ی مسئله در شما ایجاد کرده است. می توان برای درک بهتر این تکنیک به این مثال توجه کنید: در شرکت Campbell soup طراحان محصول در ابتدا به صورت اتفاقی از یک واژه نامه لغت ((دستگیره)) را انتخاب کردند ، از طریق تداعی آزاد به واژه ی ((ظرف آشپزخانه)) مطرح شد و سپس به واژه ی چنگال منتهی گردید. یکی از شرکت کننده گان درباره ی آشی که بتوان آن را با چنگال خورد یک شوخی کرد. گروه این استدلال را ارائه داد که آش را نمی توان با چنگال خورد مگر آن که با گوشت و سبزی زیاد، غلیظ شده باشد و به این ترتیب سوپ غلیظ شرکت کمپل معروف به Chunky Soup که یک خط تولید بسیار موفق است به وجود آمد. تداعی منظم(Regular association): تفاوت بین تداعی آزاد و منظم این است که در تداعیِ منظم واژه ی تداعی شده باید به نحوی با واژه ی قبل از خود رابطه داشته باشد (احمد پور داریانی، 1383)بنابران سرعت می تواند به هواپیمای جت منتهی شود اما نمی تواند به قهوه برسد.

4-              برشمردن صفات: این تکنیک توسط پروفسور روبرت پلات کرافورد از دانشگاه نبراسکا طراحی شده که عبارت است از برشمردن کلیه صفات یا ویژگی های یک شی یا مسئله. آنالیزرِ مسئله سپس سعی می کند هر یک از صفات یا گروه های صفات را تجزیه و تحلیل کند و به هر چند روش ممکن آنها را تغییر دهد. بهتر است برای انجام این روش یک جدول تهیه کرد و سپس در یک طرف صفات و در طرف دیگر تغییرات ممکن برای آن را نام ببرید. (همان، 1383)

 

1-             بازگشت به خورشید(Back to the Sun): همه ی چیزهای فیزیکی را می توان به معادل های انرژی آنها تبدیل کرد. با ردیابی منشاء آنها تا منابع طبیعی و در نهایت تا به خورشید، به عنوان منبع تمام انرژی ها، می توانیم رابطه بین اجزای یک مسئله را بهتر درک کنیم. این درک بهتر می تواند به راه حل هایی ختم شود. برای مثال در ساخت کفش از کائوچو، رشته، چرم، واکس و میخ استفاده می شود. در این مثال ما تنها به ردیابی رشته می پردازیم به این ترتیب که: فیلترهای پلاستیکی، پارچه ی بافته شده، رنگ، فیبر، فیبر بافته شده،پلاستیک، نفت، مواد شیمیائی و ذخایر فسیلی. حال آیا هیچ یک از این کلمات یا مواد، کاربردهای جدیدی را ارائه می دهند؟

2-             برنامه های کامپیوتری: ازتعدادی برنامه ی کامپیوتری برای خلق راه کارهای گوناگون می توان استفاده کرد.معروفترین و قدرتمندترین این برنامه ها به لحاظ محاسبات ، برنامه ی Idea Fisher می باشد. این برنامه حاوی 60000 واژه و عبارت و در مجموع 650000 تداعی معانی است که این تداعی ها با چندین هزار سوال مرتبط هستند. سوال ها به سه دسته تقسیم بندی شده اند: 1) توجیه و تصریح2)اصلاح و3)ارزیابی. پرسش ها ، ایده ها و تداعی ها را برمی انگیزانند که می توان از آنها در حل مسائل متداول بازرگانی استفاده کرد. تنها عیب اصلی این برنامه قیمت بالای آن است. در این زمینه برنامه های دیگری چون: Idea Generator plus  و Ideagen و Mind link را می توان نام برد.

3-             موعد مقرر(Deadline): از آنجایی که بسیاری از افراد خلّاق هنگامی که تحت فشار باشند بهتر عمل می کنند تعیین ضرب العجل توانسته بسیار موثر واقع شود. این کار فعالیت نیمکره ی راست مغز را افزایش می دهد.

4-             نگاه تازه: از بیرون از سازمان کسی را بیاورید که چیزی در مورد مسئله نمی داند. چنین شخصی ممکن است مسئله را از دید تازه ای بررسی کند. از یک بچه ی شش ساله بخواهید نگاهی به مسئله بیاندازد زیرا بچه ها تا به آن اندازه اجتماعی نشده اند که خلاقیت خود را از دست بدهند. آنها هر چه را به فکرشان برسد به زبان می آورند و ممکن است فکر آنها همان راه حلّ درست باشد.

5-             گوش دادن به موسیقی: گوش دادن به موسیقی آرام و ملایم، روش خوبی برای ((رها کردن)) ضمیر نیمه آگاهتان است. موسیقی در سمت راست مغز شنیده می شود یعنی سمتی که بیشتر ادراکی و شهودی است تا استدلالی و عقلی(البته در مورد افراد دست چپ قضیه برعکس است). موسیقی همچنین باعث می شود سمت تحلیلی مغز به خواب برود و به این ترتیب ، سمت ادراکی مغز فعال تر می شود.

6-             تکنیک ناپلئون: وانمود کنید که شما شخص مشهوری هستید و سعی کنید مسئله را از دید آن شخص حل کنید. شخصیت مفروض شما ممکن است چشم اندازهای جدیدی را نسبت به آن مسئله به شما بدهد.

7-             تکنیک 7*7: این تکنیک  عبارت است از مجموعه ای از تمرین هایی که برای پردازش، سازماندهی و ارزیابیِ تکه های یادداشت که روی تابلوهای شیاردار که روی هفت ردیف و هفت ستون نصب شده، طراحی شده است.کارل گرگوری، که این تکنیک راطراحی کرده است پیشنهاد می کند که انجام مراحل زیر می تواند به معنی و مفهوم بخشیدن به همه ی ایده های شما کمک کند. می توانید پیشنهاد های مربوط به این تکنیک را با تکنیک مشابهی مثل داستان نویسی بر روی دیوار که در ادامه ی بحث توضیح داده می شود به کارگیرید. در این تکنیک ابتدا باید برگه هایی به تعداد سطرها و ستون های تابلوی شیار دار تهیه کرد و بر روی آنها ایده هایی را درج کرد و در تابلو قرار داد.  در  مراحل اجرای این تکنیک عبارت است از : الف) ایده های مشابه را ترکیب کنید. ب)داده های نامربوط را حذف کنید. ج)ایده ها را اصلاح کنید تا منعکس کننده ی بینش های به دست آمده از دو گام اول باشد. د) داده های اضافی را برای مراجعه ی بعدی نگاه دارید. ه) با مرور تمرینات گذشته امکانات مربوط به تغییر یا اصلاح را شناسایی کنید. و) گروه بندی های غیر مشابه را در ستون های جداگانه دسته بندی کنید. ز)موارد را در هر ستون رتبه بندی کنید. ح) هر ستون را با استفاده از ایده ی اصلی آن به عنوان سرفصل یا عنوان، تعمیم بخشید. این مرحله به عبارت دقیق تر یعنی برای هر ستون باید یک عنوان انتخاب کنید که بهتر است بهترین ایده ی موجود در ستون را به عنوان ، سرفصل یا نام ستون انتخاب کنید. ط)ستون ها را از چپ به راست بر اساس اهمیت یا سودمندی آنها برروی تابلوی قفسه دار رتبه بندی کنید.

8-             یافتن راه حلّ مسئله در خواب و رویا:یکی از ساده ترین راه های خلق راه حل های جدید این است که درست قبل از خوابیدن، معقولانه، خیلی سخت و طولانی درباره ی مساله فکر کنید. مسئله را از ذهنتان بیرون کنید و سپس به خواب بروید. هنگامی که صبح بیدار می شوید با شگفتی می بینید که یک راه کار یا مجموعه ای ازراه کارهای جالب برای حلّ مسئله به ذهنتان رسیده است. دلیل کارساز بودن این تکنیک این است که ضمیر نیمه آگاهتان در خواب نیز به کار خود ادامه می دهد. توماس ادیسون اغلب از دوره های کوتاه خواب برای پرورش ایده ها استفاده می کرد. وی روی صندلی می نشست و در حالی که ریگهایی در دست داشت و درباره ی مسئله فکر می کرد به خواب فرو میرفت. مفهوم مولکول بنزن در حالت خواب به ذهن ((فردریک اگوست کِلکول)) رسید. وی در خواب ماری دید که دُم خویش راگاز گرفت و به این ترتیب دریافت که مولکول بنزن یک حلقه ی بسته است و نه باز.

9-             تجسم: مغز ما واکنش خلّاق تری به تصاویر نشان می دهد تا نسبت به کلمات و واژه ها. تجسم بینش های جدیدی برمی انگیزد که می تواند به راه حل های جدید بیانجامد.چشمانتان را ببندید و مسئله را در ذهنتان مجسم کنید . حیطه ی نگاه تان را گسترش دهیدو جزئیات بیشتری را جست و جو کنید. خیال پردازی و تجسم به بخش هایی از ذهن شما که کارهای تحلیلی و تکراری می کرده استراحت می دهد.(قراچه داغی،1380)

10-         معکوس و عکس معکوس(reversal-dereversal): با استفاده از یک فعل حرکتی مسئله را بیان کنید و سپس متضاد آن فعل را در نظر بگیرید و مسئله ی جدیدی را که به این ترتیب خلق شده، حل کنید. راه حل های این مسئله می تواند راه حل هایی برای حل مسئله ی اصلی بیان کند. برای مثال ((بهبود محصول)) به صورت ((خرابتر کردن)) محصول، معکوس و عکس معکوس می شود. اگر محصول یک استریو باشد می توانید صدایش را قطع کنید، اندازه ی آن را کوچک یا بزرگ کنید و ...  .

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ توسط kiarash jahanpoor نظرات () |


Design By : Night Skin