دانشجویان موسسه آموزش عالی فارابی

بزرگترن حرف اساسی ای که می خواهم بزنم ، و احتیاج به توضیح وتفسیر ندارد، این است که : "آگاه باشیم که با اشباع علمی  خود را از نظر فکری ، اشباع یافته احساس نکنیم". واین یک نوع سیری بسیار کاذب، ویک نوع فریب بسیار بزرگ است ، که خاص تحصیل کرده هاست ، خاص روشنفکر ماست، که وقتی از لحاظ علمی اطلاعات وسیع و درجات خیلی برجسته ای می یابد، استادهای بزرگ و کتاب های بزرگ می بیند،نظریات علمی کاملا بدیع ، می یابد و فرا می گیرد، در خود غرور ورضایتی احساس می کند که از نظر فکری به منتها درجه ی یک انسان آگاه رسیده است واین فریب کاذبی است؛فریبی که حتی یک آدم عامی کمتر دچار آن می شود تا آدم عالم .

                                                                            

یک استاد،یک مترجم ، یک فیلسوف ، یک صوفی بزرگ ، یک ادیب ، یک مورخ ، غالبا فکر نمی کند که از لحاظ فکری ، ممکن است کاملا صفر باشد واز لحاظ شعوری همچنان در سطح عامی ترین عوام مانده باشد. واز نظر آن چیزی که آگاهی ، خود آگاهی ، جامعه آگاهی و زمان آگاهی است ، از یک عامی  که چشمش به خط هم آشنا نیست، پایین تر باشد! "

و این حالت بسیار رقت بار است:دانشمند جاهل بودن ، تحصیل کرده ی بی شعور ماندن ، آدمی با تصدیق های خیلی گنده  وتیتر های خیلی برجسته جدی _ ونه دروغ_ چون دکتر ، مهندس ، فوق دکتر ، پروفسور ، وامثال آن ها بودن ، اما از نظر آن چیزی که شعور ، فهم ، آگاهی ، احساس مسئولیت در برابر زمان ، و تشخیص حرکت تاریخی است ، که او را با خود می برد ، صفر  بودن ، کور بودن ؛ و این یک خطر بزرگ است، خطر عالم شدن اما جاهل ماندن! وخطرش از این جهت است که  معمولا  آدم با علم که اشباع می شود ، احساس گرسنگی فکری نمی کند ، وآنچه که الآن در دنیا مطرح است_ و اگر به آن نگاه کنیم می بینیم _ مساله ای کاملا جدا: مساله ی فکری  است ، جدا از  مساله ی علمی...

خود آگاهی و استحمار- دکتر علی شریعتی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٦ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط مریم یغما نظرات () |


Design By : Night Skin